“نیایشی دیگر”
بهمن 23, 1404
“نظمی ضروری برای ناخودآگاه”
بهمن 23, 1404⭐️ میدانی از چه رویْ هر نسل جدیدی تمایل به افکار و باورهای جدید دارند و هر کدام به نوعی جذب آنان میشوند؟! زیرا میخواهند خود را از رنج و شر سلطهگری باورهای تاریک و ناکارآمد گذشته به نوعی خلاص کنند. زیرا میپندارند که چارهٔ رهایی، یک فکر یا عقیدهای جدید است. چنین تمایلی نسل اندر نسل همچنان تکرار شده و میشود آن هم بیآنکه به نتیجهٔ مفید و رهاییبخشی رسیده باشد. ای دوست، راه خروج از رنجی که بشر در آن فرو افتاده، یک فکر جدید یا یک چهارچوبهٔ ذهنی دیگر نیست. زیرا این خود فکر و بافتههای ذهنی است که مولد رنج است. با عوض کردن افکار، با عوض کردن فکری با فکری دیگر، ذهن رها نمیشود بلکه به زندانی دیگر فرو میافتد. اصلاً فکر راه را نمیشناسد. اگر میشناخت که فکر نمیکرد! سالک فرزانه آن است که دست به دور انداختنش عالی باشد. پاکسازی ذهن را بخوبی عامل باشد. هر صبح و شام ذهن خود را از هر فکر و توهّمی خالی کند؛ “سَبِّحُوهُ بُکرَةً و اَصِیلاً”! پیوسته ظرف ذهنش را پاکِ پاک نگهدارد. شفافِ شفاف. این راه رهایی از رنج است. این راه نو شدن و تولدی دیگر است. سالک فرزانه یعنی همان “مُخلَص”، در چنین کیفیتی است که زندگی را همانطور که هست میبیند نه آنطور که به او تلقین شده است. پس همواره در “حال” و خودانگیخته و تازه زندگی میکند. عوض کردن زندانهای ذهنی آزادی نمیآورد. بلکه خروج از هر زندانی را آزادی گویند. ای دوست، خدای سبحان، این خدای پاک و آزاد از همه چیز، رهایی تو را میخواهد. تو نیز رهاییات را بخواه. تو نیز با خواست این خدای رهاییبخش هماهنگ شو. تا به جرگهٔ “مُخلَصین” در آیی.
مسعود ریاعی




