
“همیشه صفر باش”!
تیر 6, 1405“دریایی باش بیکران”
مرداد 25, 1405⭐️ چوپان پیر را پرسیدند که فرق سادهدل با سادهلوح چیست؟! پکی به چپقش زد و پس از لختی سکوت، گفت: سادهدل سختگیر نیست، آسانگیر است. آسانگیری را به سختگیری ترجیح میدهد. و این یعنی دلِ او هم امر آسان را میشناسد هم امر سخت را. اما سادهلوح معرفتی از آسان و سخت ندارد. میتوان امر آسان را برای او سخت جلوه داد و یا سخت را آسان. سادهلوح کسی است که آمادهٔ دریافت انواع تلقینات است. او همچون لوحی است که میتوان بر او هر چیز درست یا غلطی را نوشت. – سادهدلی حکمت است. زیرا سادهدل در اختیار فطرت الهی خویش است. سادهلوحی حماقت است زیرا او خود را در اختیار هر کسی قرار میدهد. – سادهدلی عین سلامت و انسجام و خود بودن است و سادهلوحی عین بیماری و تشتّت و به بیگاری رفتن است. – سادهدل بر اساس روشنای دل خود کار میکند و سادهلوح بر اساس حرف و تلقین دیگران. – سادهدل پیرو و مقلد کسی نیست جز دل متعال خودش. دلی که نزد خداست. پس حکمشان اینست؛ “وَاستَفْتِ قَلبَکَ”(از قلبت فتوا بخواه). سادهلوحان آمادگی پیروی و تقلید از هر کسی را دارند. آنها را میتوان براحتی به هر مسیری سوق داد؛ آنها اصحاب “اعمَلُوا ما شِئتُم” هستند و خفّت “فَاستَخَفَّ قَومَهُ فَأطاعُوهُ” را تحمل میکنند. – سادهدل، دل دارد و سادهلوح، لوح! اگر سادهلوحان بخواهند رستگار شوند باید دلدار شوند و به اصحاب “لِمَنْ کانَ لَهُ قَلب” در آیند. – سادهدل اگر مطیع حق است، دلش به آن گواه است. اما سادهلوح، هر اطاعتش کورکورانه، تلقینی، و برخاسته از ترس یا طمع القا شده به اوست. – سادهدل باز است و بنبستی ندارد زیرا دلش پر از روشنی و گمان نیک به خداست و با نور خدا میبیند. پس برایش همواره راه خروجی نمایان میشود. سادهلوح همیشه در چهکنم و تاریکی است. زیرا او خود قادر به دیدن نیست و همواره منتظر ارائه طریق و چه باید کرد از سوی اغیار است. – سادهدل همواره بر پای خویش است و مسئولیتپذیر. و سادهلوح بر پای دیگران است و مسئولیت گریز. – سادهدل، نورْ باور است و سادهلوح، زودْ باور. – سادهدل میبیند چون در نگاهش پیشداوری نیست پس خود تصمیم میگیرد. سادهلوح نمیبیند، پس این تصمیم دیگران است که او را میگیرد! – سادهدل در حال و زمان واقعی زندگی میکند و سادهلوح در گذشته یا آیندهٔ موهوم و تلقینی… – مشکل جهان حاضر اینست که سادهدلان اندکند و سادهلوحان بسیار… ای دوست، سادهدل باش اما سادهلوح نباش. سادهلوحی در این روزگاران تاریک و پر فریب، باختن است. فرصت ناب زندگی را از کف دادن است. حال آنکه سادهدلی کیفیتی بهشتی است و اکثریت اهل بهشت، همین سادهدلان اند. بر گرفته از حکایات چوپان پیر مسعود ریاعی




