
“حکایت فکر و چوپان پیر”
شهریور 16, 1405“نزول نداشتهها”
شهریور 16, 1405⭐️ هر کس حیوانی درونش است. ما همه هر کدام حیوانی درون خود داریم که باید آن را در روند زندگی رام و مطیع سازیم و اِلّا همواره در تشویش و اضطراب بسر خواهیم برد. به نمادهای زودیاک و بروج دوازدهگانه توجه کن. هر کدام دارای نمادی حیوانی هستند. این نکتهای است که حکمای باستان آن را نه برای سرگرمی، که برای بیان حقیقتی بیان کردهاند. نکته اینست که ما باید حیوان درون خود را بشناسیم و آنگاه آن را رام نموده و به خدمت گیریم. این نفس حیوانی، خرافه نیست. واقعیت دارد. این نفس را نباید کشت بلکه باید آن را رام و مطیع نفس قدسی نمود. یکی از مهمترین اسرار سلوک همین است. ما همگی موظفیم حیوان درون خود را رام و در خدمت جریان هستی قرار دهیم. پیش از هرچیز باید بدانی که حیوان بد وجود ندارد. آنچه بد است، تربیتنیافتگی، وحشیگری و خودبزرگبینی است. حتی اگر حیوان درون کسی مار و عقرب باشد میتواند با رام و مطیع کردن آنها، فواید و خدمات بیشمار تقدیم هستی کند. میتواند بجای نیش زدن و زخم زبان زدن و مرگآفرینی، از سمشان پادزهری حیاتبخش تهیه و تقدیم جریان زندگی کند. انسانی که نتواند حیوان درونش را رام قوّهٔ عاقلهاش کند، تبدیل به موجودی خطرناک و غیرقابل اعتماد میگردد. زیرا حیوان درون هر کس، خواهان به ظهور رساندن خود در واقعیتهای بیرونی است. و اگر راهی برای خروج نیابد درون آدمی را پر از آشوب و اضطراب میگرداند. ای دوست، یک سالک حیوان درونش را میشناسد و پس از تربیت نمودن و رام و مطیع کردنش، اجازهٔ ظهورش را صادر میکند. اگر حیوان درون کسی گاو است، آن را به گاوی خدوم و مفید به حال هستی در میآورد. بجای لگد مال کردن مزارع و نعمات، یاد میگیرد که آبادیها و نعمات را گسترش دهد. آری، اگر حیوان درونت شیر است، بجای دریدن این و آن میتوانی حمایتگر خوبی باشی. میتوان نگهبان مقتدر راستی و درستی شد.
اگر آن حیوان درون، کلاغ است، پس کلاغ خوبی باش. دزد و خبرچین نباش. همچون آن کلاغی باش که به قابیل آموزش میدهد. و یا آن کلاغی که برای ایلیای نبی در بیابان غذا میبرد. اگر حیوان درونت روباه است از زیرکیات بهره بگیر و فریبکاریهای دیگران را بر مَلا کن. اما خودت هرگز فریبکار نباش.
اگر حیوان درون، حیوانی باربر است پس بار هستی را به دوش بکش، بار حق را. بگذار نفس مسیحاییات بر آن سوار شود و نه این و آن. اگر حیوان درون خروس است.، خروس بیمحل نباش. حضور و آگاهیبخشی را در زمان و مکان درست یاد بگیر…
ای دوست، هر کس حیوانی درون خود دارد. نفسی حیوانی در کار است. حیوان درونت را بشناس. این کاری است که از خود تو بر میآید. چه این تویی که با آن در حال زندگی کردنی. آن را از اخلاق و رفتارهای طبیعیات، و از تشابهشان به خُلقیات حیوانی خاص، میتوان معرفت یافت. و چون معرفت یافتی، رام و مطیعش کن. از آن برای رشد و تعالی خویش بهره بگیر. و به نیکی به کارش گمار.
مسعود ریاعی




