
“هدایت زنده، جاری، و بی قیل و قال”
تیر 6, 1405⭐️ وقتی در مراقبهٔ اصیل، همهچیز را در ذهنت رها میکنی، صفر میشوی. این صفر شدن بالاترین سطح هماهنگی با تمامی آگاهیها و انرژیهای آسمانی و زمینی است. صفر شدن، پوچ شدن نیست. باطل شدن معنا نمیدهد. بلکه از حصار تنگ و تاریک ذهن بدر آمدن است. آن کلید خروج از من محدود، و وحدت با تمامیت هستی است. صفر شدن یعنی قابلیتهای بسیار. یعنی رهایی. اینگونه است که حتی شتر از سوراخ سوزن میگذرد! تو با صفر شدن حتی میتوانی از هر رؤیایی خارج شوی. کافیست پلکهایت را ببندی و چشمانت را چند بار در جهت عقربههای ساعت و چند بار خلاف آن بگردانی. تو از آن رؤیای سلطه انداخته بر احساست خارج شدهای. صفر، نه مثبت است نه منفی. نه زوج است نه فرد. آن فراتر از این حرفهاست. آن جامع اضداد است و در عین حال هیچکدامشان نیست. صفر شدن، خالی بودن و پاکی از هر خواهش و آرزوست. صفر شدن، همه چیز داشتن است بیآنکه تملّک و تصاحبی در کار باشد. به زبان عدد، مراقبهٔ اصیل صفر شدن است. صفر شدن همان خاموشی است که کار فرزانگان و مُخلَصین است.
مسعود ریاعی



