
الگو وارهای برای موفقیت
مرداد 25, 1405
“در باب نامگذاری حکمت خسروانی”
مرداد 25, 1405🌷 … چون آن سه نفر از سراشیبی بالا آمدند و به چوپان پیر رسیدند، او را نشسته بر تختهسنگی یافتند که غرق تماشای طلوع خورشید بود. آنگاه به آرامی کنار پایش نشستند و پس از لختی سکوت از او پرسیدند؛ ما را بگوی که الله کیست؟!
چوپان پیر نگاهی به آنها انداخت و گفت: آن را بارها به شما گفتهاند اما هرگز دقت نکردید! تا بحال چندبار آیةالکرسی را خواندهاید؟!
گفتند: بارها!
گفت: و هنوز نفهمیدهاید که الله کیست؟!… (آنگاه خود ادامه داد) پس یکبار هم که شده خوب گوش دهید؛
الله هیچ خدایی نیست مگر آن زندهٔ پابرجا. همان که بر پای خویش است. قائم به خویش است نه به کس دیگر! زندهای است که اتکا جز به خودیت خویش ندارد. و صد البته که زنده، نَفَس دارد. نَفَس زندهٔ واقعی، بخشندهٔ حیات و جاریکنندهٔ زندگی است. چنین زندهای همواره بیدار و بسیار هشیار است و هیچ خواب سبک و سنگینی او را فرا نمیگیرد. زیرا پیوسته در “مراقبهای تمام” به سر میبرد. حال فهمیدید؟!
همگی گفتند؛ نه!
پس ادامه داد: آن که در مراقبه است، بیدار است. آن که در مراقبه نیست، در خواب است اگرچه بیدار نماید. این همیشه زندهٔ بیدار، تمامی آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ اوست زیرا آگاهیاش همهچیز و همهجا را در بر گرفته و عالمگیر است. هیچ کس را توان تغییر و شفاعتی نیست جز از این طریق، از طریقت او. حال فهمیدید؟!
باز همگی گفتند؛ نه!
پس ادامه داد؛ این زندهٔ بیدارِ مراقبهگرِ ایستاده بر پای خویش، تنها کسی است که همهچیز را میداند و از گذشته و آیندهٔ دیگران با خبر است. حال آنکه هیچ کس دیگر از کمال آگاهی او مطلع نیست مگر آن اندازه که خود بخواهد. زیرا دیگران نه همچون او زندهاند، نه بیدارند، نه مراقبهگرند، و نه ایستاده بر پای خویشاند. حال فهمیدید؟!
باز همگی خجلتزده گفتند؛ نه!
چوپان پیر مهربانانه نگاهشان کرد و گفت: حق دارید که این نکته را در نیابید! زیرا شما هنوز پیرو خدا نشدهاید! هنوز “تَخَلَّقُوا بِأخلاقِ الله” را در نیافتهاید و به اخلاق و اوصاف او آراسته نگشتهاید. شما پیرو این و آناید نه پیرو خدا! اگر میخواهید الله را معرفت یابید باید بتوانید از چشم او ببینید. و نمیتوانید از چشم او ببینید مگر آنکه متخلّق به اخلاق او شوید! اوصاف او را دریابید! آیة الکرسی بیان طریقتی متعالی است برای سالکانی که میخواهند مقلد خدا باشند تا “او” را معرفتی عملی یابند. آیةالکرسی فریاد میزند که ای محبان من، من اینگونهام، شما نیز از این طریق بیایید و خداگونه شوید… حال فهمیدید؟!
اینبار همگی سر فرو انداختند و خاموش شدند. گویی اینبار چیزکی فهمیده بودند!
چوپان پیر چون این را دانست، لبخندی زد و مهربانانه گفت؛ اگر میخواهید به راه خدا روید، آیة الکرسی بیان این راه است. مسیر را نشانت میدهد. آن تعلیم خداگونگی است. “اَطِیعُواالله” حقیقی بدین معناست. اینکه تو نیز به راه “او” روی. “کُن لِی اَکُن لَک” را محقق کنی. زیرا اگر بخواهید کسی را معرفت یابید باید تا میتوانید شبیه او شوید اگرچه هیچکس به تمامی همچون “او” نیست!
پس شما هم “زنده” شوید، “بیدار” شوید، بر “پایخویش” بایستید، و در زندگی “مراقبهگری” تمام باشید تا اینگونه از اهلالله گردید. خدا را عملاً دریابید نه با سؤال و جوابهای ذهنی! که چون این شود، آنگاه دگر هرگز از دیگری نخواهید پرسید که خدا چیست و کیست!
برگرفته از حکایات چوپان پیر
مسعود ریاعی




