
“تعابیر متضاد و در عینحال هدایتگر”!
مهر 25, 1405“غول از نگاه چوپان پیر”
مهر 25, 1405⭐️ انسان با مؤانست است که انسان میشود. اُنس و انسان هم ریشهاند. اگر از دیگر مخلوقات خدا بدت بیاید یعنی هنوز انسان نشدهای و هنوز سرچشمهٔ واحد حیات را که همه از آن سرریز شدهاند، درنیافتهای. فهم این پیوند و مؤانستِ جهانی برای سالک ضروری است. تو با چنین آگاهیای خود را در ارتباطی سازنده با تمامی عوالم دیده و نادیده قرار میدهی و از همگان بهره میبری و بهره میرسانی. صلح کل بدین معناست که دریابی همه از یک سرچشمهٔ واحد حیات گرفتهایم. این یعنی همهچیز و همهکس -چه بدانند چه ندانند- در ارتباطی حیاتی بسر میبرند. بُعد و قُرب هست اما بیارتباطی نیست. از این منظر؛ هیچ غیری وجود ندارد. همه آشنایند. زیرا حیات و جریان حیات یک مقولهٔ جمعی است و هر موجودی در آن نقشی خاص و تعیینکننده دارد. انسان زمانی به مقام انسانیت میرسد که تمامی مخلوقات خدا را به دیدهٔ رحمت وجودی بنگرد و در جهت رشد و تعالی همگان تا آنجا که میتواند این پیوند حیاتی را پاس بدارد. و یادت باشد که خدمتگزار خدا کسی است که خدمتگزار خلق اوست.
مسعود ریاعی
