“نعمت از نگاهی دگر”
تیر 6, 1405“بینامی را دریاب”
تیر 6, 1405⭐️ “ب نشان خدای بخشنده مهربان است”
(وسِمَة: علامت و نشانه است. و “ب”اولین تجلّی پس از الف نادیدنی در بسم است. در بسم، حرف “إ” در ابتدای إسم، نامکتوب و نامرئی است. آنگاه که “ب”بصورت کامل یعنی “باء” خوانده شود، مشخص میشود که همزه و الف را در خود نهان داشته است. برخی “ب” را متناظر با “عقل اول” دانسته که خلقت عوالم گوناگون از طریق آن شکل میگیرد)
⭐️ “کار و بارم را به نام خدای بخشنده و مهربان زدم”
(به نام زدن در اینجا همچون سند زدن چیزی به نام دیگری است. چیزی یا کاری که به نام خدا سند زده شود، از آنِ اوست و محافظش نیز خود اوست)
⭐️ “لبخند خدای بخشنده و مهربان”
(چون “بِسم” را بیگانه با “بَسم” ندانی، آن لبخند خداوند است. ابتسام است. لبخند او عین شکوفایی است. آغاز خلقت به مهر و رحمت است).
⭐️ “بر خود نشان خداوند بخشنده و مهربان زدم”
(این یک استعانت است. متعلق “بسم”، “أسِمُ” محذوف است که به معنای نشانهگذاری است. همچنانکه در روایت رضوی آمده؛ “أَسِمُ نَفسِی بِسِمَةٍ مِن سِماتِ الله” یعنی بر خود نشانهای از نشانههای خدا را میگذارم. فلذالک ترجمهٔ ذیل نیز خالی از لطف نیست):⭐️ “من نیز چون خدای بخشنده و مهربان، مهر میورزم و محبت میکنم”
⭐️ “به تجلّی خدای بخشنده و مهربان آغاز میکنم”
(هر “اسم” اشاره به ظاهر است، به تجلّی است. حال آنکه “مسمّا” اشاره به معنا و محتواست. در اینجا این ظهور و تجلّی خدای نادیدنی است که مورد اشاره است! بزرگ تجلّی او را دریاب!) ⭐️“به سوی خدای بخشنده و مهربان رهسپارم” (اگر “بِسم” را از “سِمَة” بگیری، تو سمت و سوی خود را خدای بخشنده و مهربان گرفتهای. تو مقلد خدا و راه خدایی!)
مسعود ریاعی




