مهر 13, 1399 مهر 13, 1399“هماهنگیِ زندگی آور” در قاموس سلوک وقتی گفته می شود “هماهنگی”، مراد از آن نه هماهنگی پیشین است و نه هماهنگی پسین. بلکه هماهنگی در حال و […]
مهر 13, 1399 مهر 13, 1399“مسیر رسیدن به نور، از این تاریکی است!”☆ آنگاه که ذهن متوقف شود، به تاریکی مسحورکننده وارد می شوی. این تاریکی ارزشمندتر از هر نور تصنعی است. زیرا دگر خبری از خودآگاهی های […]
مهر 13, 1399 مهر 13, 1399“شگفت حقیقتی است!”☆ نه “سود”، هیجانزده اش می کند و نه “زیان”، متأثرش می سازد نه “نزدیک” توان رسیدن به او را دارد و نه “دور” از او […]
مهر 13, 1399 مهر 13, 1399“آیا خدا هم قبول دارد؟”☆ آن که می گوید خدا را قبول دارم، باید دید که آیا خدا هم او را قبول دارد! چه بسا کسانی که ظاهراً خدا را […]
مهر 13, 1399 مهر 13, 1399“وصل”☆ اگر هنوز آمادگی آن را نداری که در “حق” فنا شوی، لااقل به آن وصل شو. نشانه ی وصل، تسلیم است. مسعود ریاعی
مهر 13, 1399 مهر 13, 1399“ندانستن” و “نه دانستن!”☆ قصه ی سلوک انسان با “ندانستن” آغاز می شود و با “نه دانستن” پایان می یابد. و “دانستن”، امری نسبی است که میان آن دو […]
مهر 13, 1399 مهر 13, 1399“رها از نتیجه گرایی”☆ یک سالک، نتیجه گرا نیست. او فقط در هر کاری که وارد می شود تلاش می کند آن را بی عیب و نقص به انجام […]
مهر 13, 1399 مهر 13, 1399“سیر نمی دانم ها”☆ بر خلاف تصور بسیاری باید گفت؛ مطالعه یک روند بسوی “نمی دانم” است. وقتی به نمی دانمِ غایی می رسی، آنجاست که خداوند تو را […]
مهر 13, 1399 مهر 13, 1399“پرومته در زنجیر!”☆ در اساطیر یونان آمده است که “پرومته” آتش را از خدایان دزدید و به انسانها داد تا دانش و تکنولوژی را به ایشان عطا کرده […]