اردیبهشت 25, 1401

“جمله ی خدا با من است”

☆ خدا را داشتن، خداگونه شدن است. نمی توانی بگویی خدا با من است، اما خداگونه نباشی. این ناممکن است. کسی که خدا با اوست رنگ […]
اردیبهشت 18, 1401

“همسو با ناشناختنی”

– وقتی قوای مُدرِکه ات همسو با “شناخته ها” گردد، دنیایت همین می شود که می بینی. شناخته ها همان چیزهایی است که از کودکی به […]
اردیبهشت 11, 1401

“کار بزرگ هماهنگی”

☆ کار سالک هماهنگ کردن است. او هیچ کار دیگری ندارد. اولین هماهنگی، هماهنگ کردن نیروی های درونی است. او کالبدهای جسمی و عاطفی و ذهنی […]
اردیبهشت 11, 1401

“بوی مردگان”

☆ اگر گذشته ات را هر روز جلوی چشمت بیاوری، زندگی ات را با دست خود تباه کرده ای. گذشته را با توبه ای نصوح یکبار […]
اردیبهشت 11, 1401

“حکایت پنبه زدن”!

☆ روزی پیری فرزانه سالکی درس خوانده را گفت: هر گاه توانستی پنبه ی خودت را بزنی، حلاج شده ای. پنبه ی دیگران را زدن، هنر […]
اردیبهشت 11, 1401

“بصیرت”

– بصیرت محصول فکر کردن نیست. کسی با فکر کردن به بصیرت نمی رسد. بلکه از آن دورتر می شود. منشأ بصیرت نگاه بی قضاوت است. […]
اردیبهشت 11, 1401

“چشم باز”

☆ اگر چشمانت مفهوم باز بودن را بفهمد، جهانهای دیگری را خواهد دید. حتی ابدیت و آغاز هستی را. کافیست ذهنت را قانع کنی که از […]
اردیبهشت 4, 1401

“حکایت غسل سالک”

☆ بر تو باد غسل آب و غسل باد و غسل خاک و غسل نور. تجربه کن؛ با آب لطافت پاکی را، شستشوی غیر را، با […]
اردیبهشت 4, 1401

“حامل بهشت و دوزخ”

☆ هر انسان نیکی بهشت خویش را در درون خویش حمل می کند همچنانکه هر شخص پلیدی جهنمش را در درون خودش دارد. پس تا میتوانی […]