دی 15, 1396

“جام عشق”

جام عشق، قلب عاشق است و محتوای آن، دریافت های اوست. با آنکه عشق، در حقیقت، یکی بیش نیست اما مصادیق و ماجراهایش بسیار و متنوع […]
دی 15, 1396

“دوگانگی”

  مفهوم حقیقی “دوگانگی” این است که خود را از خدا جدا بدانی. یکی “من” و یکی “خدا”. و این مخربترین و در عین حال وحشتناکترین […]
دی 15, 1396

“وجودی بسیط”

یک سالک، با هر ماجرایی که روبرو شود، با آن، ساده، آزاد و باز برخورد می کند و اجازه نمی دهد که ذهنش او را به […]
دی 15, 1396

“حال کُشی”

یک فرزانه، آن به آن، نو زندگی می کند. او چیزی را استمرار نمی بخشد. هر تجربه اش، تجربه ی دیگری است. استمرار، یعنی خاطرات گذشته […]
دی 15, 1396

“بیداری، بی داری است”

بیداری، شبیه “بی داری” است، به دار تعلقات آویزان نبودن است. بی “داری”، شبیه بی “خانگی” است، در هیچ مرحله ای جاخوش نکردن و همواره “راه” […]
دی 15, 1396

“آزادی سالکانه”

آزادی چیزی نیست که سالک در پایان راه به آن رسد، بلکه باید از همان ابتدای راه با او باشد. زیرا راه سلوک با آزادی طی […]
دی 15, 1396

خالی شدن، مایوس شدن نیست

وقتی می گوییم که سالک باید خود را از هر باری خالی کند، خود را از گذشته و آینده پروری و آرمانگرایی رها سازد، برخی ممکن […]
دی 8, 1396

“باقیمانده از آن عشق باد!”

وقت زیادی باقی نمانده است. اندکی انرژی است برای راهی طولانی. دیگر نمی توان به زندگی حماقت بار گذشته ادامه داد. باید بسرعت بازگشت و بازگرداند. […]