
“آزاد کردن بَرده”
مهر 25, 1405“سرنوشت خودت”
مهر 25, 1405⭐️ در علوم باطنی تکنیکی است تحت عنوان “ضربه زدن”، که آیاتی از قرآن کریم نیز از آن به اشاره یاد کرده است. این مفهوم از “ضربه زدن” به معنای کتککاری و اِعمال خشونت نیست. بلکه مجموعه تکنیکهایی ضربهای است برای نیل به اهدافی عدیده همچون؛ بازگشایی گرههای انرژیک کالبدها، ایجاد تعادل، تسریع در گذر از آگاهی عادی به فرآگاهی، و حتی تغییر یک وضعیت به وضعیتی دیگر است. این فن “ضربه زدن” گاه با سرانگشتان است، گاه با استفاده از وسیلهای مثلاً دستهای از شاخ و برگ گیاهان، و گاهی هم بدون وسیلهٔ فیزیکی است مثلاً با نیروی نگاه و در برخی مواقع با تجسم خلاق محقق میشود آن هم بدون آنکه ضربهای فیزیکی در کار باشد. این نوع “ضربه زدن” وقتی درست فهمیده شود و درست و بجا بکار رود، قادر است تا گرههای کور انرژیک در کالبد شخص را باز نموده و او را به تعادل مورد نظر و رهایی از وضعیت قبلیاش برساند. این تکنیک چیزی شبیه طب سوزنی است با این تفاوت که به مراتب باطنیتر و فراتر از آن عمل میکند. زیرا کارکردش از طریق اِعمال نیروی باطنی بر کالبدهای جسمی و ذهنی و احساسی فرد است. از این منظر؛ نه آیهٔ “وَاضرِبُوهُنَّ” به مفهوم کتک زدن و اِعمال خشونت است و نه “فَضَرَبنا علیٰ آذانِهِم” که در بارهٔ تکنیک بخواب کردن اصحاب کهف است، به معنای “در گوششان زدن”، معنا میدهد! حتی در آنجا که میفرماید؛ “فرشتگان بر صورت و بر پشتشان میزنند” به معنای کتککاری و اِعمال خشونت نیست؛”یَضرِبُونَ وُجُوهَهُم وَ اَدبارَهُم”! ای دوست، اینها همه اشاره به تکنیکهای باطنی “ضربه زدن” است که همگی از مصدر “ضرب” آمده است. حتی آنجا که به ایوب پیامبر میفرماید؛ “با دستت خوشهای از گیاهی را برگیر و با آن بزن” نیز اشاره به همین طرفند باطنی برای تغییر یک وضعیت به وضعیت دیگر است. حکمای باستان از دیرباز با تکنیک ”ضربه زدن” همچون طب فشاری و طب سوزنی آشنا بودهاند. و دقیقاً میدانستند که هر فردی با توجه به نوع مشکلش، چه نقطهای از مجاری انرژیاش مسدود شده و با چه کمیت و کیفیتی میتوان با تکنیک ضربهای، او را به وضعیت مورد نظر باز گرداند. حکمای علوم باطنی بخوبی میدانند که کدام نقاط از کالبدهای جسمی و اختری نسبت به ضربات حسابشده، حساس و عکسالعمل متناسب از خود نشان میدهند. تکنیک باطنی “ضربه زدن” گاه چنان کارآمد است که به شهادت قرآن میتواند باعث زنده شدنِ مرده شود! به این آیه شریفه دقت کن؛ “فَقُلنٰا اِضرِبُوهُ بِبَعضِها یُحیِی الله الموتیٰ”! که در مورد یک گاو قربانی خاص است که با تکنیک “ضربه زدن” با بخشی از آن به مردهای، باعث زنده شدنش میگردد. که این خود یک اِعجاز تمام است!
نه تنها حکمای الهیون که فرزانگان سرخپوست نیز از دیرباز با تکنیک “ضربه زدن” در سطح خود آشنا بوده و در بسیاری از موارد آن را بکار میبردهاند. در آثار کاستاندا به کرات از این نوع ضربات که توسط استادش دون خوان به انجام میرسید، یاد شده است. ضرباتی دقیق آن هم در نقاطی معین از کالبد جسمی یا اختری که باعث تغییر آگاهی سالک از موقعیتی به موقعیتی دیگر میشده است. امروزه نیز برخی روانکاوان تکنیک “ضربه زدن” را مورد توجه قرار داده و دانشی تحت عنوان “ای اِف تی”(تکنیکهای رهایی احساسات – با استفاده از ضربه زدن) را بکار میگیرند. صد البته آنچه الهیون و حُکَما و فرزانگان علوم باطنی در باب این علم میدانند با آن سطحی که امروزه برخی روانکاوان از آن بهره میبرند فاصله بسیار دارد و نباید آنها را همسان پنداشت. زیرا تکنیک “ضربه زدن” در مراتب و سطوح مختلف کاربردهای خاص خود را برای همان مرتبه و سطح داراست. پر واضح است که غرض از این متن و این مجال، آموزش تکنیک “ضربه زدن” مراد نبوده و نیست بلکه صرفاً بیان و ارائهٔ زمینهای برای نگاه گستردهتر و عمیقتر به این تکنیک، و ترک برداشتهای سخیف و خشونتبار و جاهلانه از متون مقدس است.
مسعود ریاعی




