
“متنخوانی واقعی”
مهر 25, 1405
“تکنیک ضربه زدن”
مهر 25, 1405⭐️ همهٔ ما تا وقتی اسیر ذهنیاتمان هستیم بردهٔ ذهن محسوب میشویم و هیچ اسارتی بدتر از بردگی ذهنی نیست. “فَکّ رَقَبَة” در معنای متعال خویش یعنی رهایی از اسارتهای ذهنی و احساسی و کلیه عواطف بازدارنده از نیل به رهایی. آن معنای متعارف و قدیمی بَرده را بدور بریز. امروزه هر کدام به نوعی از درون بَردهایم. زیرا ذهنهایمان خاستگاه بیگانه دارد. ما صاحب ذهن خود نیستیم و در سر و سینهمان پر از تلقینات جورواجور است. من مفهوم دعای “اللٰهُمَّ فُکَّ کُلَّ اَسیرٍ”(خداوندا، تمامی اسیران را رهایی بخش) اینگونه میفهمم.آن برده که فرزانگان گفتهاند خود ماییم. این ماییم که باید آزادیمان را از خدایی که خود مطلقاً آزاد است، دریافت کنیم. و تا وقتی رو سوی آن یگانه زندهٔ آزاد نداشتهباشیم، تا وقتی “وجه” خود را تقدیم او نکنیم، هرگز شبیه او و متخلّق به اخلاق او نخواهیم شد. باید تا دیر نشده و هنوز اندک فرصتی باقیست، وجه او شد، چه؛ “کُلَُّ شَیءٍ هالِکٌ اِلّا وَجهَهُ”!(هرچیزی هلاک شدنی است جز وجه او)!
ای دوست! بدان؛ آنان که خواهان وجه اویند “یُرِیدُونَ وَجهَهُ”، پس باید وجه خود را تسلیم او کنند؛ “مَن اَسلَمَ وَجهَهُ لله”! و این برای هر سالکی یک تعامل بسیار سودآور است؛ وجه خود را که مرکز دریافتهای ذهنیْ احساسی توست، آگاهانه تسلیم حق میکنی تا از وجه او به نیکی برخوردار گردی. دریاب نکته را که واضحتر از این توان گفتنم نیست. آزادی و حیات عزتمندانهات را دریاب که تنها با “وجه الهی” محقق شدنی است. بردگی راه به آزادگی نمیبَرَد.
مسعود ریاعی



