“بر فراز خیال و شکل”
مهر 25, 1405
“کمال تو نزد خود توست”
مهر 25, 1405برخی گویند که مثبتبین باش و برخی گویند که منفیبینی پیشه کن. اما من امروزه روز، در این روزگاران تاریک به تو میگویم که قبل از فهم چیزی، نه سادهلوحانه مثبتبین باش و نه بدبینانه منفیگرا. هیچ پیشداوری نداشته باش. نه مثبت و نه منفی. تا چشمانت به حقیقت آنچه هست روشن گردد. امروزه اگر مثبتگرای مفرط باشی چه بسا کلاهی بر سرت رود خسارتبار و غیرقابل جبران! و اگر منفیگرای مفرط باشی چه بسا فرصتی طلایی را از دست بدهی! این مثبتگرایی و منفیگرایی مفرط، یک غلط فاحش است. هشیار باش. و مگذار ذهنت آلوده به پیشداوریها شود. بسیاری از پیشذهنیها و پیشداوریها از بیماریهای مهلک نفسانیاند که به کوری بیشتر آدمی دامن میزنند. چشم سالک باید حقیقتبین باشد و هر چیزی را همانطور که هست ببیند. برای این نوع از “دیدن” باید پرده از برابر چشمانمان برداشته شود؛ “فَکَشَفنا عَنکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الیَومَ حَدِیدٌ”! زیرا ما درون حبابهای ذهنی و عاطفی و احساسی خود گرفتاریم. ما اسیر القائاتی هستیم که عمری بر ما تحمیل شده است. ما زندانی برداشتهای ناصواب و تسخیر شده توسط تلقینات تسخیرکننده از روزگاران دور و درازیم. ما از کودکی آنچه را که این و آن گفته یا نوشتهاند سادهلوحانه راست و درست انگاشتهایم آن هم بیآنکه از حقیقتشان چیزی بدانیم و کارآمدیشان را راستیآزمایی کرده باشیم. اینها و جز اینها همان پردههاییاند که مانع دیدناند. مانع دریافت حقیقت و شعور والایند. و دقیقاً از این روست که زندگیمان پُر رنج است و همواره منتظریم که طوری بشود، اما نمیشود! زیرا ذهن ما ذهن خودمان نیست. ما صاحب ذهن بیگانه هستیم. ما هنوز “حقبین” نشدهایم. زیرا قبل از اینکه حقیقت چیزی را ببینیم، برداشتها و پیشداوریهای ذهنی خود را میبینیم. و این “دیدن” نیست. “دیدن” وقتی اتفاق میافتد که تمامی این پردهها از جلوی چشمانمان کنار رود و ذهنی آزاد و رها داشته باشیم. ای دوست، نگاهت را آزاد کن تا سرنوشتت به نیکی تغییر کند. که این قطعی است.
مسعود ریاعی




