دی 18, 1395

رفتن باش

تو همیشه در رفتن بوده ای. پس همیشه در رفتن باش. تمام ارزش تو به همین "گذر" است. در هیچ کجا و ناکجایی، جاخوش نکن. این "رفتن" را بپذیر. آرامش حقیقی در این پذیرش است. این رفتن، "جبر"ی است که به "اختیار" تو تحمیل شده است. "جبر" خوبی است...
آذر 24, 1395

تمثیل پروانه

پروانه بر شاخسار رهایی نشست و از آنجا محزون و غمین بر کرم‌های بی‌خبر از بارداری نظر افکند. وِلوِلِه بود و وُول! و جز خوردن و وسوسه ی سهم بیشتر، اندیشه‌ای نبود! دلش به حالشان سوخت چون هنوز «من کیستم» بر آن‌ها نباریده بود! نگاهشان کرد. از آن نگاه‌هایی که یک دنیا غم داشت و یک بغل آزادی.
آذر 22, 1395

رها از کرامات

سالک چون به نیمه راهِ مس به طلا رسید، نورِ وجود، از بلندای آگاهی ندا داد: کرامت ترا. اکنون توانایی تا در هوا پرواز کنی و بر آب روی. اینکار بر ما "هیّن"1 است. بر تو نیز سهل باشد.
آذر 18, 1395

“حج”، یعنی سلوک بسوی خانه ی آزادی

اگر به ظاهر حج گزارده ای اما "آزاد" نگشته ای، در حقیقت هنوز "حج" نگزارده ای. زیرا "حج"، رهایی از قیود تعلّقات و انواع اسارات است. آن سلوکی است به سوی "بیت عتیق"...
آبان 26, 1395

جاودانگی

شور بختانه بسیاری واژه ی "جاودانگی" را توهّم زده اند و به این توهّم دلخوش اند. بی آنکه بدانند مفهوم جاودانگی چیست و به چه اشاره دارد، مستیِ این کلمه به خوابشان برده است ...
آبان 12, 1395

خاموشی سالک

استادی بود، که سکوت، درس میداد. خاموشی را. و این سخت ترین کلاسی بود که به عمرم دیده بودم. کلاس او در صحرا بود و خودش از جنس حضور. او چون روحی مقتدر، تو را به صحرای خودت می کشید و در آنجا رهایت میکرد تا با لایتناهیِ خاموش درونت روبرو شوی...