مهر 26, 1399

“راز رها شدن”

☆ تمام راز رهایی، دل نبستن است. دل نبستن معنایش آن نیست که از چیزی بدت بیاید و اقدام به طردش کنی. بلکه بدان معناست که […]
مهر 26, 1399

“بهشت خودش”

☆ آن خانه ی تاریک ذهنی ات را ویران کن و خود را از زندانش بِرَهان، تا خداوند سرایی از نور عطایت کند و تو را […]
مهر 20, 1399

“ریاضیات زندگی”

☆ نقطه، خط، سطح، حجم، فقط مفاهیمی ریاضی نیستند. آنها اشاره به خط سیر جریان حیات دارند. از غیب به شهود. از نامتجلی به متجلی. از […]
مهر 20, 1399

“ذاتی است …”

☆ ذاتی است ناخواندنی، نادیدنی، نام نابردنی، وصف ناشدنی، که فقط با سکوت همه جانبه میتوان دریافتش نمود. مسعود ریاعی
مهر 20, 1399

“سلوک توحیدی”

☆ “توحید”، یکی کردن است. واحد نمودن است. به وحدت رفتن است. توحید، مصدر فعل متعدی است. و این یعنی تو باید کاری انجام دهی. اینکه […]
مهر 20, 1399

“بسیط باش”

☆ در هستی، هر چه در مسئله ای عمیق تر شوی، گمراه تر می شوی. پر مسئله تر می شوی. خداوند در میان اسماء نیک اش، […]
مهر 20, 1399

“منطق پویا”

☆ منطق برای عقل قانون معین نمی کند بلکه قوانین عقل را بیان می کند. منطق خود تحت اشراف عقل است. و این نکته ای است […]
مهر 20, 1399

“صدق”

☆ صدق کسی دارد که هیچ سخن نگوید. این اوج صدق است. تطبیق کامل است با امر واقع. و اما اگر ناچار به گفتن شد، قلب […]
مهر 20, 1399

“عصای عشق”

☆ اگر عصای عشق به سینه ی پاکِ مرمرین ات خورَد، چشمه ها از آن جاری شود و هر اندیشه ای آبشخورش را بیابد. مسعود ریاعی